بیست روز پیش از چهارده سالگی بازداشت شدم

 

 

“ در آن موقع من فقط سیزده سال داشتم… بعد لاجوردی … یواشکی پرسید: «جُنب شدی؟» من که نمی‌دانستم معنی حرف او چیست. فکر کردم ناسزا می‌گوید. گفتم: «خودت شدی!» پیراهن مرا گرفت و مرا از صف بیرون کشید

 

 

 در آن موقع من فقط سیزده سال داشتم… بعد لاجوردی … یواشکی پرسید: «جُنب شدی؟» من که نمی‌دانستم معنی حرف او چیست. فکر کردم ناسزا می‌گوید. گفتم: «خودت شدی!» پیراهن مرا گرفت و مرا از صف بیرون کشید و به آخر صف برد… ما را از تپه‌های اوین بالا بردند و در صف‌های چهارتایی مرتب کردند و مرا از دیگران جدا کردند … جلوی هر زندانی یک مامور زانو زد. با ژ۳ و کلاشنیکف سه گلوله به سینه هر زندانی زدند. وقتی افتادند، یک نفر دوید و تیر خلاص به همه زد. من به زمین افتادم و گریه کردم. شنیدم که کسی گفت: «این رو برگردونین ۲۰۹.»  من فهمیدم که چرا مرا به آخر صف بردند.“

 

منوچهر اسحاقی
(زندانی سیاسی سابق)
مصاحبه با جنیفر رابینسون
پاریس، خرداد 

 

بیست و پنج سال پیش در تابستان ١٣٦٧ هیئت های مرگی که بر مبنای فتوای آیت الله روح الله خمینی تشکیل

 

 شده بود آغاز به محاکمه و اعدام چندین هزار زندانی سیاسی کردند؛ زندانیانی که دوران محکومیت خود را 

 

 Double Brace: مهدی گفت روز ١٤مرداد                               ٦٧، او را به راهرویی بردند و در محلی                               نشاندند. در اتاقی در این راهرو، اعضای هیئت                               نشسته بودند. وقتی وارد شد، دید که روی زمین                               پر از ساعت شکسته، انگشتر، دستبند و تسبیح                               است. عده ای زندانی اعدامی با چشم بند در یک                               طرف راهرو و عده ای دیگر در طرف مقابل روی                               زمین نشسته اند. اعدامیان کسانی بودند که                               وقتی از اتاق خارج می شدند ساعت و دستبند و                               انگشتر خود را در می آوردند و ستعی می کردند                               همه چیزشان را لگد کنند و بشکنند که بعد از                               اعدامشان وسایلشان به دست کسی نیفتددر زندان سپری می کردند. این کمیته ها کارشان را در خفا انجام دادند و چند و چون و شمار اعدام ها هرگز رسماً اعلام نشد. اجساد زندانیان را به خانواده ها تحویل ندادند و محل خاکسپاری آنها بر عزیزانشان معلوم نشد. در ده سال اخیر، نیروهایی برخاسته از جامعه مدنی ایران، به یاری و کوشش برخی از جان به در بردگان این کشتار، در پاسخ به مسئولیت وجدانی خود، در صدد تصدیق ظلم و حمایت از حقوق بازماندگان برآمده اند. بنیاد عبدالرحمن برومند یکی از این نهادهای جامعه مدنی است که حاصل تحقیقات ده ساله خود را در این مورد در اختیار یکی از کارشناسان سرشناس حقوق بشر بین المللی، جفری رابرتسون، گذاشت و از او خواست که این واقعه را از منظر حقوق بین الملل تشریح و تعریف کند. بنیاد برای کمک به تحقیقات جفری رابرتسون او را با سی تن از زندانیان سیاسی سابق که، خود یا نزدیکانشان، در سال ٦٧ در مقابل هیئت مرگ حاضر شده بودند در ارتباط گذاشت و وی و همکارش در این تحقیقات، جنیفر رابینسون، با آنها مصاحبه کردند. جفری رابرتسون نتیجه تحقیقاتش را به شکل یک گزارش حقوقی تدوین کرد  که کشتار زندانیان سیاسی در سال  ١٣٦٧ را بدون تردید یک جنایت علیه بشریت شناخته، و بر لزوم پیگرد قضایی آمران و عاملان آن در سطح بین المللی تأکید کرده است.  بنیاد عبدالرحمن برومند این گزارش را به دو زبان انگلیسی و فارسی در سال ٢٠١٠ میلادی منتشر نمود.

 

 در مهر ماه سال جاری،  به مناسبت بیست و پنجمین سالگرد فاجعه ٦٧، بنیاد عبدالرحمن برومند مجموعۀ مصاحبه های شاهدان این کشتار و اطلاعیه ها و سخنان مسئولان و مقامات جمهوری اسلامی را که در اختیار جفری رابرتسون گذاشته بود، و مستندات گزارش وی را تشکیل می دهند، تحت عنوان „کشتار زندانیان سیاسی ایران در سال ١٣٦٧، شهادتنامه ها و اسناد مربوطه،“ نخست به زبان انگلیسی و سپس به زبان فارسی منتشر خواهد کرد. شهادت های جان به در بردگان این کشتار اسنادی پر ارزش برای ثبت در تاریخ کشور هستند که نه تنها  پرده از ابعاد خشونت دولتی برمی دارند و از ورای آن طبیعت و جوهر نظام جمهوری اسلامی را بر ملا می کنند، بلکه سرگذشت هریک از شاهدان روزنه ای به فضای تاریخ سیاسی پنجاه سالۀ اخیر ایران باز می کند که برای درک و تحلیل جامعه شناختی اوضاع کشور لازم است.

 

 مرداد و شهریور ماه مرگبارترین مرحلۀ کشتار زندانیان سیاسی بود، به همین دلیل، در چنین روزهایی با ادای احترام به خاطرۀ قربانیان این جنایت علیه بشریت و با ابراز همدردی با بازماندگان آنها و همبندانشان که هرگز فراموششان نکردند، بنیاد عبدالرحمن برومند یکی از شهادتنامه های پر ارزش  „کشتار زندانیان سیاسی در سال ١٣٦٧“، شهادت آقای منوچهر اسحاقی را، که هنگام بازداشتش در سال ١٣٦٠ هنوز چهارده ساله نشده بود، منتشر و در اختیار عموم قرار می دهد.و نیز به همین مناسبت، به انتصاب مصطفی پور محمدی، یکی از عوامل کلیدی این کشتار، به مقام وزارت دادگستری در ایران  شدیداً اعتراض می کند.

 

به امید روزی که آمران و عاملان این جنایت به پاسخگویی فراخوانده شوند.

 

بنیاد عبدالرحمن برومند

 

 

 

 

 

<big id=“yui_3_7_2_1_1377978170049_15319″>واشنگتن، چهارم شهریور ماه  ١٣٩٢</big>

 

Schreibe einen Kommentar

Trage deine Daten unten ein oder klicke ein Icon um dich einzuloggen:

WordPress.com-Logo

Du kommentierst mit Deinem WordPress.com-Konto. Abmelden / Ändern )

Twitter-Bild

Du kommentierst mit Deinem Twitter-Konto. Abmelden / Ändern )

Facebook-Foto

Du kommentierst mit Deinem Facebook-Konto. Abmelden / Ändern )

Google+ Foto

Du kommentierst mit Deinem Google+-Konto. Abmelden / Ändern )

Verbinde mit %s